السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )

37

تفسير الميزان ( فارسي )

مؤلف : اين روايت به طرز ديگرى از ابن عباس از ابى بن كعب از رسول خدا ( ص ) روايت شده است « 1 » . و نيز در الدر المنثور است كه ابن مردويه از انس روايت كرده كه گفت رسول خدا ( ص ) فرمود شبى به كه مرا به معراج بردند از جمعيتى عبور دادند كه لبهايشان را با قيچىهاى آتشى مىبريدند و دوباره جايش سبز مىشد ، از جبرئيل پرسيدم اينها كيانند ؟ گفت : اينها خطيبهايى از امت تواند كه به مردم چيزى مىگويند كه خود عمل نمىكنند « 2 » . مؤلف : و اين نوع تمثلات برزخى كه نتايج اعمال و عذابهاى آماده شده براى هر يك را مجسم مىسازد . در اخبار معراجيه بسيار است كه پاره اى از آنها در روايات گذشته از نظر خوانندگان گذشت . اين را هم بايد دانست كه آنچه كه ما از اخبار معراج نقل كرديم فقط مختصرى از آن بود و گرنه اخبار در اين زمينه بسيار زياد است كه به حد تواتر مىرسد و جمع كثيرى از صحابه مانند مالك و شداد بن اويس و على بن ابى طالب ( ع ) و ابو سعيد خدرى و ابو هريره و عبد اللَّه بن مسعود و عمر بن خطاب و عبد اللَّه بن عمر و عبد اللَّه بن عباس و ابى ابن كعب و سمرة بن جندب و بريده و صهيب بن سنان و حذيفة بن يمان و سهل بن سعد و ابو ايوب انصارى و جابر بن عبد اللَّه و ابو الحمراء و ابو الدرداء و عروة و ام هانى و ام سلمه و عايشه و اسماء دختر ابى بكر همگى آن را از رسول خدا ( ص ) روايت كرده‌اند ، و جمع بسيارى از راويان شيعه از امامان اهل بيت ( ع ) نقل نموده‌اند . از دانشمندان اسلامى هم همه آنهايى كه كلامشان مورد اعتنا است اتفاق دارند بر اينكه معراج در مكه معظمه و قبل از هجرت به مدينه اتفاق افتاده است ، هم چنان كه خود آيه مورد بحث هم آن را افاده مىكند و مىفرمايد « * ( سُبْحانَ الَّذِي أَسْرى بِعَبْدِه لَيْلًا مِنَ الْمَسْجِدِ الْحَرامِ إِلَى الْمَسْجِدِ الأَقْصَى ) * . . . - منزه است آن خدايى كه بنده خود را شبانه از مسجد الحرام به مسجد اقصى برد . . . » و بسيارى از روايات هم كه داستان گفتگوى آن جناب را با قريش نقل مىكند بر اين معنى دلالت دارد ، زيرا از مجموع آنها هم بر مىآيد كه رسول خدا جريان شب گذشته خود را براى قريش نقل نموده و آنان انكار نموده‌اند . رسول خدا ( ص ) به عنوان نشانه ، عدد ستونهاى مسجد اقصى را برايشان گفت ، و جزئياتى كه در راه و از كاروانهاى بين راه مشاهده كرده بود نقل كرد .

--> ( 1 و 2 ) الدر المنثور ، ج 4 ، ص 150 .